مرحلۀ قبل از پایان جنگ در سوریه و سپاس از روسیه

فرح نوتاش
August 20, 2017


مرحلۀ قبل از پایان جنگ در سوریه و سپاس از روسیه

شاد زی... ای پیک فرخندۀ صلح
که خبرت ... از پایان جنگ رسید
پیک شادی از دمشق خبر رساند، برپایی نمایشگاه بین المللی در حومۀ دمشق، با حضور 43 کشور در این جشنواره جاریست، و مشاور رئیس جمهوری سوریه اظهار داشت که به مرحلۀ ما قبل از پایان  جنگ و آغاز مسیر باز سازی رسیده ایم . این بزرگترین خبر شادی آفرین چند سال اخیر است.
 و آنچه که در ادامۀ این خبر می آید از اهمیت بسیاری برخوردار. دمشق متعهد است همانطور که تروریسم را شکست داد با نیروهای نا مشروع در این جنگ چه آمریکایی و چه ترکیه ای مقابله کند.
و اینکه دیگر آمریکا و ترکیه از شورشیان حمایت نمی کنند.
500 هزار کشته، 10 میلیون آواره، کشوری ویران، و هزاران درد تحمیل شده به ملت مظلوم سوریه که نتیجۀ راه اندازی جنگ نیابتی توسط صهیونیست امپریالیستهای آمریکا و شرکاء در سوریه بوده است در تاریخ به ثبت رسید.
اگر چه انتخاب ترامپ، با ادعای بی مدرک دموکرات های آمریکا، بر دخالت روسیه در انتخابات آمریکا پیوسته زیر نورافکن رسانه های صهیونیست امپریالیستها در جهان بوده است ، ولی " بیگ لیک پالیتیکز" در مصاحبۀ با سیمور هیرش روزنامه نگار سرشناس و محقق، حقایق را افشاء
 می کند .
سیمور هرش می گوید: " ست ریچ " 27 ساله که یکسال پیش کشته شد، آن کسی است که نامه های الکترونیکی داخلی  دموکرات های آمریکا را به ویکیلیکس می داده است . ولی سازمان های اطلاعاتی آمریکا، به غلط هکرهای روسی را مسئول ماجرای  ایمیل ها  معرفی کرده اند. هرش برای اثبات گفته هایش به یافته های اف بی آی تکیه می کند.
در بحبوحه مبارزات انتخاباتی آمریکا، ساعت 4.20 صبح روز 29 ژوئن 2016 ، «ست ریچ» که عضو کمیته ملی DNC دموکرات ها بوده در راه خانه اش در واشنگتن، بضرب دو گلوله کشته شده است. پلیس او را قربانی سرقت مسلحانه خوانده است، در حالی که لپ تاپی که او با خود حمل می کرده ناپدید شده، ولی کیف پول، ساعت، تلفن همراه و دیگر اشیاء قیمتی که همراه او بود به سرقت برده نشده اند .
امدادگران اظهار داشته اند ، هنگامی که آنها به محل واقعه رسیدند، ست ریچ کاملا به هوش بوده و 
مرتب حرف می زده است. بنا به گفتۀ " آرون ریچ " برادر ست ریچ ، که چند ساعت بعد خود را به
بیمارستان رسانده بود، نیروهای امدادی از در گذشت ست ریچ به دلیل جراحات تعجب کردند!
پس از مرگ ست ریچ، بلا فاصله ویکیلیکس اعلام کرد  به کسی که  ضارب  ست ریچ را پیدا کند 20 هزار دلار پاداش خواهد داد . پلیس نیز برای یافتن ضارب 25 هزار دلار پاداش تعیین کرد.
بنیانگذار ویکیلیکس، جولیان آنسانژ، اظهار داشت که این جنایت می تواند با ماجرای انتشار ای میل های دموکرات ها در ارتباط باشد.
در زمان مبارزات انتخاباتی، ویکیلیکس بتدریج  نامه هائی از گروه دموکراتها منتشر می کرد که هیلاری کلینتون نامزد انتخاباتی  دموکراتها را در وضع بسیار ناهنجاری قرار می داد. تیم انتخاباتی هیلاری کلینتون، بلافاصله هکرهای روسی را مسئول رساندن نامه ها به ویکیلیکس اعلام کرد. سازمانهای اطلاعاتی متعددی این دیدگاه را تایید کردند، بدون آن که سندی برای اثبات نظر خود ارائه کنند. درحالیکه آخرین پژوهش های پزشکی قانونی، در تائید نظر ویکیلیکس است .
هرش می گوید: "ست ریچ" برای اسنادی که از طریق ای میل برای ویکیلیکس میفرستاده تقاضای پول می کرده. هرش نمی داند که معامله به کجا انجامیده ، آنچه که او میداند این است که ریچ  قبل از کشته شدن یک رمز عبور برای یک " دراپ باکس " امن  در اختیار  ویکی لیکس گذاشته که از طریق آن می توانسته  از کم و کیف اطلاعاتی که در اختیارش  نهاده  با خبر شود.
پس از آن که پلیس برای روشن ساختن قتل،  آپارتمان ریچ را مورد تفتیش قرار داده کامپیوتر موجود در آپارتمان را برای بررسی و تفتیش در اختیار واحد سایبری اف. بی. آی. قرار داده است . حاصل تفتیش این بود ه که ریچ  در پایان بهار – آغاز تابستان 2016 با ویکیلیکس تماس می گرفته است. و یک سلسله اسناد و ایمیل از کمیته ملی را به آن عرضه می کرده است.
  هرش  میگوید » ریچ» از باب احتیاط  برای وقتی که احیانا بلائی به سر او بیاید  رمز عبور  را در اختیار تعدادی از دوستان خود نیز می گذارد . هرش یاد آور می شود که  تاریخ آخرین ایمیل  کمیته ملی دموکرات  21 ماه مه  2016 است که  با تاریخ برقراری تماس با ویکیلیکس پایان بهار و آغازتابستان هماهنگ است . Big League Politics
روسیه همواره منکر دخالت خود در انتخابات آمریکا شده و تقاضای سند در مقابل ادعای دموکراتها کرده است.
لیک بخاطر دخالت بی پایان آمریکا، بعد از جنگ جهانی دوم، در امور داخلی کشورها، حق مسلم انتقام را برای تمام مللی که از رژیم صهیونیست امپریالیست آمریکا، ضربه خورده اند محفوظ می دارد. آنان حق دارند که در مقابل دستاوردهای مبارزاتی خویش، که توسط آمریکا نابود شده است نه تنها به اپوزیسیون داخل آمریکا کمک کنند بلکه در براندازی این دلمۀ فساد، هیولای خونخوار با تمام قوا کوشا باشد.
با حرکت زیگزاگی ترامپ، بالاخره کمکهای آمریکا به ارتش نیابتی اش پایان گرفته است. 
حال امید بر این است که رویدادهای عینی درسوریه،  باعث نزدیک تر شدن چپ ایران بهم بشود.
بعضی از احزاب و سازمان های چپ ایرانی روسیه را، امپریالیسم می خوانند. آیا از روسیه در این ماجرا، جز از انسان دوستی و حمایت از مردم مظلوم سوریه، چیز دیگری به ثبت تاریخ رسیده است؟ آیا آن براستی امپریالیست به معنای نزول خور جنگ افروز استعمار گرو غارتگر است؟
که انسان ها را به بردگی می گیرد؟
 آیا وقت آن نرسیده که بجای تکیه بر یافته های دیگران از مارکسیسم لنینیسم، به آثار خود آنان رجوع شود و این فاصله ها محو شوند؟
اکثر نظریه پردازان اروپایی و آمریکایی نسبت به روسیه کینه ای دیرینه دارند.
یک ، به دلیل پیروزی لنین و حزبش در روسیه علارقم پشت کردن مرتدین به او ( از کائوتسکی تا دیگر شرکای او از احزاب کمونیست و سوسیالیست اروپایی) در جنگ جهانی اول،   
دو، به دلیل شکست فاشیست ها توسط مردم اتحاد جماهیر شوروی تحت رهبری استالین در جنگ جهانی دوم و بر پایی سوسیالیسم در اروپای شرقی توسط او.
سه، به دلیل پاکسازی حزب کمونیست روسیه از طرفداران تروتسکی و نابودی خود او توسط  استالین. پس ملاحظه می کنید که هر دو طرف فاشیست و صهیونیست دل پر خونی از روسها دارند.
حتما دوستان دلائل بیشتری را نیز می توانند بشمارند.
البته در ایران هم جبهۀ عظیم وابستگان به انگلیس، از فراماسون ها، ملایان حقوق بگیر انگلیس، دایرۀ فاسد فیضیه و دوقلویش آستان قدس رضوی ، ایل و تبار قاجارها، پهلوی ها تا سال 32 ، تمام خان و خان زاده های کرمان سیستان و بلوچستان در هر دو طرف مزر ، با مسئولیت منع آبادانی و ترویج زمین سوخته، برای قرن ها، از این کینۀ شتری علیه روس ها به فرمان انگلیس مستثنا
 نبوده اند که اثراتش را در نسل های بعد،  نواده های آنان،  اینجا و آن جا و همه جا می بینیم که در پخش سم ضد اتحاد جماهیر شوروی و روسیۀ امروز بشدت فعال بوده و هستند.
فرق و فاصلۀ کمونیست های جنوب استعمار شده، با اکثر کمونیست های اروپایی و آمریکایی، جوامع استعمارگر، هرگز نباید فراموش شود.
اکثر آنان، پیروان همانانی هستند که در جنگ جهانی اول به لنین پشت کردند. آنان پیروان نظریه پردازان خودشان هستند. لنین ایسم آنان ظاهری و آبکی است. چون مخلوط با نظریات کائوتسکی است. کائوتسکی و دگر همپیمانان اروپاییش همانانی هستند که بزرگترین خیانت را به بشریت کرده اند. چرا که قرار بود تمام اروپا یک جا علیه امپریالیسم به پا خیزد و طبق نظریات مارکس در تمام اروپا در یک زمان انقلاب سوسیالیستی شود . ولی آنان در جنگ جهانی اول به لنین پشت کردند، او را تنها گذاردند و طرف دولت های جنگ افروز و امپریالیستی خود را گرفتند. آنان مسئول رشد بی حدو حصر هیولای امپریالیسم و مسئول بدبختی امروز انسان بر کرۀ زمین هستند . تحلیل های آنان سم خالص است و بخشودن آنان محال.
 تلفیق نظریات آنان با لنینیسم بسیار مسموم کننده است. ما نمی توانیم خود را مارکسیست لنینیست بنامییم ، خود را علیه رویزیونیسم معرفی کنیم و از تعریف کائوتسکی رویزیونیست (در هر کشوری که انحصارات بوجود آمد ، آن کشور امپریالیستی است) برای تشخیص امپریالیستی بودن نظام های ممالک استفاده کنیم.
 اکثر کمونیست های اروپا و آمریکا نمی توانند پیشگام ما باشند چون نظریاتشان فاقد جوهر مارکسیسم لنینیسم است . در این مرحله، ما خود باید بر پای خود به ایستیم. و رسالت  رساندن خون به رگهای خشک شدۀ کمونیسم جهانی، به عهدۀ ماست. یا ما در یک بحث، حرف منطقی را می پذیریم و یا نمی پذیریم. عدم پذیرش حرف منطقی،  به معنای عدم منفعت شخصی و گروهی در قبول آن است. و این  صداقت ما را زیر سئوال می برد.   کمونیسم به اصطلاح اروپایی، ربطی به کمونیسم ندارد.
کودتا در احزاب کمونیست اروپایی توسط صهیونیست ها را بعد از جنگ جهانی دوم، هرگز نباید از
نظر دور کرد. اکثریت غریب به اتفاق احزاب کمونیست و سوسیالیت اروپا طرفدار استعمار
امپریالیسم در فلسطین هستند. حرفی علیه استعمار چی های اسراییل مسایست با بایکوت و از کار بی کار شدن. 
از جنگ جهانی دوم، دیکتاتوری جهانی آمریکای صهیونیست و شرکاء، سلطه بر جهان دارد. آنها هر نظام مردمی را از سرنگون می کنند و نتیجۀ مبارزات پیشرو انسان را بر زمین نابود می سازند.
واژۀ جدیدی در یکی از مقالات در رابطه با تظاهرات اخیرعلیه نشست گروه بیست، آورده شده بود « که تظاهر کنندگان از کمونیست های ضد فاشیست بودند.»
کمونیسم خود کلمه ای جامع و مانع است که اصلا نیاز به هیچگونه پسوند و پیشوند ندارد.
در واقع این کمونیست های به اصطلاح ضد فاشیست، همان تروتسکیست های رنگا رنگ  طرفدار صهیونیسم هستند. که از طرف امپریالیسم انگلیس برای مبارزه با کمونیسم در رنگهای متنوع ایجاد شده اند.  استالین بود که فاشیسم را سر کوب کرد. اینان همگی ضد استالین هستند. اینان تحت همان تشکیلاتی که تظاهرات ضد ترامپ را در اروپا بعد از انتخاب ترامپ راه اندازی کرد از اقصا نقاط اروپا با اتوبوس برای مبارزه با به اصطلاح ترامپ فاشیست، به آلمان آورده شده بودند. و حال آنکه اگر ترامپ یک قدم بر علیه خواست اربابان صهیونیست خود بر دارد فورا ترورش می کنند.  کار اصلی گروه های تروتسکیست تضعیف اتحاد جماهیر شوروی و کمونیسم در جهان بوده و هست .
 تخریب ماشین و غیره، رفتاری آنارشیستی است و مارکس انتقاد خود را علیه آن نوشته است.
سوسیال امپریالیسم نیز از واژه های ابداعی پیروان مکتب کائوتسکی مرتد در آلمان و انگلیس است. که بعد از فروپاشی شوروی، سوسیالش افتاده و تبدیل به امپریالیسم تنها  شده است.
 کلمۀ امپریالیسم مثل واژۀ بمب اتم است. خوب و بد ندارد . ویژگی های امپریالیسم" جنگ افروزی ، غارتگری، کشتار و استعمار است.  چنانچه ذات بمب اتم کشتارجمعی. بمب اتم خوب و بد معنا ندارد.
هر گاه کلمۀ امپریالیسم علیه روسیه وچین  در مقاله ای بیاید، لازم است که درست پشت آن  سلسلۀ
استعمارها و غارتگری های آنان نیز نوشته شود و اگر غارتی و استعماری نیست که نوشته شود، بکار بردن آن کلمه اظهار علنی وابستگی به سلسله مرتدان مکتب های آلمان و انگلیس و آمریکاست. و تزریق سم علیه افکار مردمان جنوب وجهان است.
تنها مارکسیسم و لنینیسم خالص، نجات بخش جهان هستند و نه مخلوط . مخلوط ، فقط منتج به سر کار گذاشتن مردم در راه یابی مبارزاتی و دوری آنان از یکدیگر می شود.
اعتراضات چپ و راست اروپا، بعد از درخواست کمک بشار اسد از روسیه ، بلا درنگ و توامان شروع شد . و در اظهارات واقعا تاسف بار بعضی، که خود را مارکسیست لنینیست و ضد ریویزیونیست می دانند آمد که ،" بگذار امپریالیست ها آنقدر در سوریه به سرو کلۀ هم بزنند تا همگی نابود شوند" هرگز از خاطر ها نمی رود.
 شکی نیست که قلب مبارزین ایرانی در اکثر سازمانها و احزاب چپ ایرانی، برای انقلابی سوسیالیستی در ایران و جهان می تپد. ولی اولین و مهمترین گام برای عینیت بخشیدن به این آرزوها، شناخت تضاد اصلی جهان، شناخت دوست ودشمن و اهراز بینشی متکی بر واقعیت های عینی است. تاریخ نشان داده که هرگاه تحولی عمیق و جدی در پیشتازان یک جامعه ایجاد شود ، آن ملت، گامهای بزرگی برای تغییر جامعه اش بر می دارد. تغییرجامعه نیازمند وحدت نیروها ست. 
نتیجه این که،
 تجلیل از روسیۀ انسان دوست و قهرمان یک وظیفۀ است.
سپاس و هزاران درود بر ملت قهرمان ضد فاشیست روسیه که نه تنها ناجی کوبا و حامی ویتنام بود، بلکه در سوریه نیز ناجی دولت قانونی بشار اسد و حامی مردم مظلوم سوریه در مقابل ارتش نیابتی صهیونیست امپریالیست های آمریکا و اسراییل و شرکا بوده است.
Womens-power.farah-notash.com
www.farah-notash.com
Women’s Power


 
 

        Del.icio.us Technorati Furl Digg Google Netvouz Add to Balatarin Send to Frinds by Y! Messenger Share/Save/Bookmark

 
 

     مطالب مرتبط

 
   
 

Copyright © 2006 azadi-b.com