سیر تحول رقابت دولتهای درگیر در سوریه و مسئله کرد در این کشور

محمد آسنگران
December 28, 2016

سیر تحول رقابت دولتهای درگیر در سوریه و مسئله کرد در این کشور

علاوه بر پیامدهای دراز مدت تصرف حلب از جانب ارتش سوریه و متحدانش، پیامدهای بلافصل آن که از هم اکنون قابل مشاهده هستند روند تحولات آتی رقابت دولتهای درگیر و تعادل قوای آنها را تا حدود زیادی نشان میدهد. برای وارد شدن به این بحث و درک درست این تحولات لازم است روند طی شده در چند سال اخیر را مروری کوتاه بکنیم.
انقلاب آزادیخواهانه مردم سوریه همه دولتهای دخیل در جنگ امروز سوریه را بشدت نگران کرده بود و هر دو طرف مخاصمه تصمیم گرفتند در قدم اول این انقلاب را شکست بدهند.
اولین هدف دولتهای حامی اسد این بود که انقلاب را شکست بدهند زیرا اسد مستقیم مورد تعرض انقلاب قرار گرفته بود و برای ادامه حاکمیت خود و متحدانشان باید آن انقلاب را شکست میدادند. به همین دلیل به یاری اسد شتافتند و نیروهای سرکوبگر اسد بیرحمانه از زمین و هوا انقلاب مردم را کوبیدند. هدف دولتهای مخالف اسد برای شکست انقلاب این بود که مانع گسترش این انقلابات به کشورهای منطقه بشوند. زیرا حاکمیت خود و متحدان منطقه ای شان را در خطر میدیدند. اما برای شکست انقلاب موافقین اسد خود مردم انقلابی در خیابان را مورد حمله قرار دادند و مخالفین اسد، شروع به تقویت جریانات اسلامی تروریست بویژه اخوانیهای سوریه  کردند که  شناخته شده بودند.
تقویت جریانات اسلامی تروریست مخالف اسد به سرعت وارد مرحله نظامی شد. شش ماه  از عمر انقلاب مردم سوریه نگذشته بود که جریانات اسلامی به شکل مسلحانه وارد جنگ با ارتش و نیروهای سرکوبگر اسد شدند. از این مقطع به بعد قدم به قدم امکان حضور توده ای مردم معترض در خیابان سلب شد. هنگامیکه انقلاب توده ای و میلیونی مردم به جنگ مسلحانه گروههای مورد حمایت کشورهای منطقه علیه اسد تبدیل شد عملا مردم خانه نشین شدند و انقلاب رو به خاموشی نهاد. 
با شدت گرفتن جنگ داخلی سوریه یعنی اوایل سال ۲۰۱۲ که انقلاب آزادیخواهانه مردم شکست خورد و سناریوی سیاه به مردم این کشور تحمیل شد. بعد از آغاز جنگ داخلی در سوریه کشورهای غربی و ترکیه و عربستان یکی بعد از دیگری خواهان رفتن اسد شدند و بارها این را رسما اعلام کردند. واقعیت هم این بود در این دوره روند اضمحلال ارتش و هیئت حاکمه سوریه آغاز شده بود و رفتن اسد ممکن و عملی بنظر میرسید. با شدت گرفتن جنگ داخلی سوریه و دخالت آشکار قدرتهای جهانی و دولتهای منطقه و روند رو به افول اسد انواع جریانات اسلامی سازمان داده شدند و امکانات نظامی و مالی زیادی در تقویت آنها بکار گرفته شد. در این پروسه ابتدا ارتش آزاد بوسیله ترکیه سازمان داده شد. همزمان ترکیه و عربستان و قطر با حمایت دولتهای غربی، داعش و جبهه النصره را آنقدر تقویت کردند که عملا آنها به نیروی اصلی مخالف اسد تبدیل شدند و ارتش آزاد تجزیه و به این دو نیروی اسلامی پیوستند. چنانچه اکنون ارتش آزاد سوریه قدرت قابل توجهی محسوب نمیشود.
در مقابل دولتهای مخالف اسد دولت روسیه و جمهوری اسلامی بیش از پیش به حمایت از اسد شتافتند. با هماهنگی دولت روسیه جمهوری اسلامی برای نجات اسد مجموعه ای از سیاست و تاکتیک اتخاذ کرد. دخالت در بحران بحرین و تقویت جریانات شیعه این کشوربه منظور شکست حاکمان این شیخ نشین که متحد عربستان بود، تقویت حوثیها و تدارک جنگ داخلی در یمن برای شکست دادن متحدین عربستان، تقویت بیش از پیش جریانات اسلامی شیعه در عراق بویژه بعد از عقب نشینی نیروهای نظامی آمریکا از این کشور و تشویق آنها برای کمک به ارتش سوریه، اعزام نیروهای سپاه پاسداران به سوریه و تشکیل گردانهای نظامی تحت عنوان "مدافعین حرمین" "سپاه زینب یون" و... با دخالت مستقیم سپاه قدس به فرماندهی قاسم سلیمانی، آتش بس با پ.ک.ک و پژاک و تقویت پ.ک.ک برای مقابله با دولت ترکیه، همزمان توافق با پ.ک.ک برای مستقر شدن این نیرو و متحدینش در مناطق کرد نشین شمال سوریه و عقب نشینی ارتش سوریه از این مناطق، تشویق و بسیج حزب الله لبنان برای کمک به ارتش سوریه و کمکهای مالی بی حد و مرز به دولت سوریه و....  
 با این مجموعه اقدامات مدافعین و موافقین اسد عملا کشور سوریه را به میدان جنگ و رقابت کشورهای منطقه و قدرتهای جهانی تبدیل کردند. چنانچه اکثر شهرها ویران شده و بیش از نیم میلیون نفر کشته و نیمی از جمعیت ۲۴ میلیونی سوریه آواره شده اند. 
اما در جبهه مخالفین اسد دولتها و قدرتهای دخیل در جنگ سوریه اهداف واحدی را دنبال نمیکردند. به مرور زمان آمریکا و متحدین غربیش متوجه شدند که نقش و دخالت دولت ترکیه و عربستان و قطر علیه اسد بسیار پررنگتر از آمریکا و اروپا است. زیرا کنترل نیروهای اسلامی مسلح از جمله داعش، جبهه النصره، ارتش آزاد و دهها گروه تروریست دیگر که در سوریه میجنگیدندعملا به دست ترکیه افتاده است و بخشا عربستان بر آنها نفوذ دارد. 
در این مقطع زمانی بود که اردوغان از جانب محمد مرسی رئیس جمهور وقت مصر و رهبران حماس در فلسطین مورد قدردانی قرار گرفت و اعلام کردند که میخواهند حکومت مورد نظرشان چیزی شبیه حکومتی باشد که اردوغان مبتکر آن است. با این تحولات روند اوضاع به سمتی میرفت که ترکیه به قدرت اول منطقه تبدیل بشود و عربستان که از قدرت اقتصادی بیشتری برخوردار بود و میخواست به مرجع همه جریانات اسلامی سنی در مقابل  جریانات شیعی تبدیل شود در موقعیت ضعیف تری قرار گرفته بود.
عربستان در بحرین دخالت مستقیم نمود و مخالفین شیعه این شیخ نشین را سرکوب کرد. برای محکم کردن موقعیت خودش در مقابل طرحهای خاورمیانه بزرگ آمریکا و در مقابل قدرتگیری ترکیه وارد بند و بست با ارتش مصر شد و محمد مرسی رهبر اخوان المسلمین این کشور را سرنگون کردند. ناگفته نماند که اختلاف تاریخی اخوان المسلمین با عربستان نقش مهی در اتخاذ این سیاست از جانب عربستان داشت. این اقدام ارتش مصر با انتقاد و نارضایتی اروپا و آمریکا و ترکیه و حتی جمهوری اسلامی مواجه شد. اما عربستان بعد از شکست قدر قدرتی آمریکا در عراق به این سیاست "عمل مستقل" روی آورده بود. خود را قدرتی منطقه ای میدانست و سیاست مستقل خودش را اجرا میکرد. روسیه به منظور تضعیف آمریکا و متحدین غربیش به عربستان چراغ سبز نشان داد و قرار داد سه میلیارد دلاری تسلیحات نظامی با ارتش مصر امضا کرد و این پول بوسیله عربستان پرداخت شد. با قدرتگیری ارتش مصر و سرکوب اخوان المسلین و شکست مخالفین دولت بحرین، عربستان موقعیت قدرتمند خود در سطح منطقه را به نمایش گذاشت و با تشکیل ائتلاف علیه حوثیهای یمن وارد مرحله قدرتمند تری شد. با این اقدامات عملا راهی بجز پذیرفتن معادله تازه برای آمریکا و غرب نماند.
با ملاحظه تحولات فوق آمریکا و متحدین غربیش متوجه شدند از یک طرف مهمترین متحدین منطقه ای آنها یعنی عربستان سعودی، ترکیه و مصر هر کدام سیاست خود را پیش میبرند و از طرف دیگر با رقبای مهمی مانند روسیه و جمهوری اسلامی مواجه هستند. در چنین شرایطی بود که آمریکا برای جبران ضعف و بی اتوریته بودن خودش دست بکار تشکیل ائتلافی علیه داعش شد و تلاش کرد از این راه عربستان و ترکیه و مصر را در قالب جمع دولتهایی که رهبریش در دست آمریکا است مهار کند. و البته از این طریق قدرت قویتری در مقابل رقبای جهانی و منطقه ای خود باشد و اعتماد از دست رفته دوستان منطقه ایش را دوبار کسب کند.
این اقدام آمریکا از همان روز اول با سرپیچی ترکیه مواجه شد. زیرا ترکیه با این تحولات مذکور موقعیت خود را روبه تضعیف میدید و درمقایسه با عربستان و جمهوری اسلامی به دولتی درجه سوم تبدیل شده بود. ترکیه برای جبرای ضعف خود تلاش کرد با تقویت داعش اجازه ندهد نیروهای کردستان سوریه مرزهای شمال سوریه را تصرف کنند. از این طریق تلاش کرد در مقابل روسیه زور بازوی خود را به هر دو طرف نشان بدهد. اما از یک طرف کمک آمریکا به نیروهای ی.پ.گ در کوبانی عملا این طرح ترکیه را خنثی کرد و عقب نشینی داعش آغاز شد. از طرف دیگر چراغ سبز روسیه به پ.ک.ک و اقدامات نظامی نیروی هوایی روسیه علیه نیروهای اسلامی متحد ترکیه در سوریه و اقدامات تلافی جویانه اقتصادی علیه دولت ترکیه اوضاع اردوغان را ضعیف تر از هر زمانی کرد.
ترکیه ناچار شد برای رهایی از این بن بست جنگ علیه پ.ک.ک را از سر بگیرد و تمام نیروهای مخالف خود در داخل ترکیه را مورد تعرض قرار بدهد. همزمان ناچار شد برای رهایی از این بن بست در مقابل پوتین زانو بزند و از سرنگونی هواپیمای جنگی این کشور معذرت بخواهد. این سر آغاز راهی بود که ترکیه برای برون رفت از بن بست و روند رو به ضعف خود تدارک دید.
نزدیک شدن ترکیه به روسیه به این دلایل بود که هم روند رو به ضعیف شدن خود را مانع بشود هم به این قناعت رسیده بود که آمریکا میخواهد در شمال سوریه دولتی تشکیل دهد و در این دولت نقش احزاب متحد پ.ک.ک محرز بود. ترکیه برای مقابله با این سیاست دولت آمریکا و برای شکست دادن مخالفین داخلی خود مجموعه ای از سیاستهای غیر قابل پیش بینی را در دستور گذاشت. نزدیکی ترکیه به روسیه و هماهنگ شدن نسبی با سیاست اسد و جمهوری اسلامی در سوریه از جمله سیاستهایی است که قبلا کسی نمیتوانست آنها را پیش بینی کند. شاید خود اردوغان هم قبلا چنین سیاستی به مغزش هم خطور نکرده بود. اما ضعف آمریکا در سیاست خارجی و عروج روسیه به عنوان قدرتی جهانی و نقش مهم اش در سوریه که مخالف سیاست آمریکا در سوریه بود نقطه ای بود که ترکیه و روسیه را به هم وصل کرد.
هر دو کشور تشکیل دولتی در شمال سوریه را به ضرر خود میدانستند. زیرا ترکیه با قدرتگیری پ.ک.ک و متحدینش در سوریه تحت فشار قرار میگرفت و روسیه هم از وصل شدن نفت و گاز کردستان عراق از این راه به دریای آزاد و فروش به اروپا جایگاه بدون رقیب خودش را در اروپا برای استفاده از صنعت نفت و گاز در خطر میدید.
ترکیه بعد از نزدیک شدن به روسیه و چراغ سبز این کشور توانست در شمال سوریه منطقه ای را در فاصله کانتونهای کوبانی و عفرین اشغال کند و مانع وصل شدن این دو کانتون به همدیگر بشود. اگر این دو کانتون به هم وصل میشدند مرزهای شمال سوریه و جنوب ترکیه تماما تحت کنترل نیروهای ی.پ.گ قرار میگرفت و به معنی قدرت مانور پ.ک.ک بود و این برای ترکیه قدرت مانور زیادی باقی نمیگذاشت. اکنون متعاقب توافق ترکیه ، روسیه و جمهوری اسلامی شرق حلب از نیروهای مخالف اسد خالی شده و ترکیه میخواهد شهر الباب که اکنون در دست داعش است را تصرف کند. به همین دلیل بخشی از مخالفین اسد میگویند شکست آنها در حلب نتیجه معامله ترکیه و روسیه بوده است. زیرا ترکیه مثل سالهای قبل امکانات و تسلیحات لازم را برای مقابله با ارتش اسد به آنها نرسانده است. 
همزمان با این توافقات بود که ارتش سوریه توانست اپوزیسیون خود را در شهر حلب شکست بدهد. اکنون بعد از توافق سه جانبه ترکیه، روسیه و جمهوری اسلامی و خارج شدن جریانات مورد حمایت ترکیه از شهر حلب، و با توجه به اینکه در حال حاضر هفت منطقه از شهر حلب در کنترل نیروهای ی.پ.گ قرار دارد، ارتش سوریه از نیروهای ی.پ.گ خواسته است که وارد این هفت منطقه شوند. اگر چه این درخواست مورد موافقت نیروهای ی.پ.گ قرار نگرفته است اما با روند پیشروی ارتش اسد هفت محله شهر حلب که هنوز در دست نیروهای ی.پ.گ قرار دارد موضوع مورد مناقشه دولت اسد و نیروهای مسلح شمال سوریه خواهد بود. طبعا ترکیه در این مناقشه خود را در کنار اسد و روسیه و جمهوری اسلامی قرار میدهد و حتی بیش از آنها تلاش خواهد کرد که نیروهای ی.پ.گ از این شهر و از کل مناتق عفرین خارج شوند. ‌همچنانکه مدتها است که خواهان خارج شدن آنها از شهر منبج شده است.
اگر این روند همچنان ادامه پیدا کند دور از انتظار نیست که نیروهای مسلح حاکم در کردستان سوریه تحت فشار و حتی در نهایت مورد تعرض هماهنگ ارتش اسد و دولت ترکیه قرار گیرند. زیرا هر سه کشور ترکیه، جمهوری اسلامی و روسیه اعلام کرده اند تمامیت ارضی سوریه را حفظ خواهند کرد و حاکمیت دولت دمشق برای آنها فرض است. اما این تحولی است که در قدمهای بعدی با هماهنگی روسیه و ترکیه و جمهوری اسلامی قرار است پیش برده شود و راه مصالحه نیروهای اپوزیسیون سوریه و دولت بشار اسد به اجرا گذاشته شود.
با این حال هنوز معلوم نیست سیاست ترامپ در این مناقشه و رقابت سوریه چه خواهد بود. ولی آنچه تا کنون ترامپ رسما اعلام کرده است سیاست هماهنگی با روسیه و ترکیه را میخواهد دنبال کند. بنابر این اگر این روند اعلام شده ترامپ طی شود نیروهای مسلح کردستان سوریه و پ.ک.ک در موقعیت سختی قرار خواهند گرفت. شاید به همین دلیل است که ی.پ.گ به عنوان اقدام پیشگیرانه اخیرا سیاست تازه ای را اعلام کرده است. نماینده این جریان در یک کنفرانس مطبوعاتی رسما اعلام کرد آنها خواهان مصالحه با نیروهای نزدیک به بارزانی در کردستان سوریه هستند. لازم به توضیح است که در چند سال اخیر ی.پ.گ و نیروهای نزدیک به بارزانی در حال تخاصم با همدیگر هستند. همزمان با اعلام این سیاست پ.ک.ک و پژاک هم اقدامات معینی را برای از سرگیری کنگره ملی کرد آغاز کرده اند و تا کنون با تعدادی از جریانات سیاسی کردستان ایران و عراق ملاقات کرده و خواهان تعجیل در برگزاری کنگره ملی کرد هستند.

ایسکرا  ۸۶۴


 
 

        Del.icio.us Technorati Furl Digg Google Netvouz Add to Balatarin Send to Frinds by Y! Messenger Share/Save/Bookmark

 
 

     مطالب مرتبط

 
   
 

Copyright © 2006 azadi-b.com