سکوت وانکار شکسته است،قاتلان با شمشیرها وطنابهای دار بمیدان آمده اند!

علی دماوندی
September 02, 2016


سکوت وانکار شکسته است،قاتلان با شمشیرها وطنابهای دار بمیدان آمده اند!

در بیست وهشتمین سالگشت قتلعام زندانیان سیاسی ،سکوت وانکار شکست خورده است.  شبح 67 بر فراز جماران  خیمه زده ونظام آدمکش اسلامی را به وحشت انداخته  است. انتشار فایل صوتی آیت الله منتظری در دیدار با اعضای هیات مرگ در جریان اعدام های سال ۶۷، همچون زلزله ای در حال لرزاندن ارکان نظام جمهوری اسلامی است.  قاتلان وآمران وعاملان جنایات ،هراسان بمیدان آمده ، سکوت وانکاررا وانهاده وبی هیچ شرم ووقاهتی از کشتار دفاع میکنند وافتخار قتلعام را برگردن میگیرندو آنرا اجرای احکام الهی میدانند!! 

واکنش های مقامات حکومت اسلامی ،مجلس خبرگان رهبری ، رفسنجانی رئیس تشخیص مصلحت نظام ، مصطفی  پورمحمدی وزیر دادگستری دولت اعتدال وامید  ،فلاحیان وزیر اطلاعات سابق،  نوه های خمینی  و... نشانه تاثیر وعمق افشاکننده نوار دیدار قاتلان با قائم مقام رهبری نظام است. نواری که بنیانگذار نظام اسلامی را درجایگاه تاریخی اش ،بمثابه مردی سفاک وخونخوار وجنایتکار مینشاند. نواری که رسواگر دوران طلایی امام خمینی است ونشانه آنکه در  بیست و هشتمین سال قتلعام زندانیان در سال 67 ، تلاش خانواده ها وفعالین دفاع از حقوق انسانی وسازمانهای اپوزیسیون به ثمر نشسته است وسکوت وانکار ،برای پاک کردن صورت مسئله به شکست نهایی خویش نزدیک شده است.

این درحالی بود که  زمان با سرعتی وحشتناک میگذشت وخاک وغبار بر تاریخ خونبار این دیار ضخیم تر میشد وبرخی به این باور بی باوری  رسیده بودند که موضوع کشتارهای دهه 60 وخصوصا قتلعام سال  67 به «تاریخ» پیوسته است.  نظریه پردازان وفعالان اصلاح طلب  سبز وبنفش نظام در داخل وخارج ،از فراموشی گفتند واینکه دیگر کسی بیاد ندارد واز بی حاصلی این تلاشهای دردناک وعذاب آور خانواده ها وفعالان حقوق انسانی گفتند و فراموشی این تاریخ را برا ی معامله با قدرت حاکم به ویترین سیاسی شان افزودند. اینان که در اجرای  این کشتارها  با حاکمیت خونریز وهمه جناحهای آن شریک  بوده اند  و هرگز آرمانها وهدفهای شریف اعدام شده گان را بر نمیتابیده اند،در تلاش متقاعد کردن همگان به فراموشی، و گذشت از آن تاریخ بوده اند.  اما خانواده ها از همان روزهای نخست ،بدنبال کشف حقیقت  ومجازات آمران وعاملان این جنایات بوده اند. خانواده اعدام‌شدگان ،پس از اطلاع از این اعدام‌ها  و در گرماگرم گرفتن ساکها ی بازمانده ازبدارآویخته گان ، در نامه‌ای که به تاریخ ۵ دی ماه ۱۳۶۷ خطاب به حسن حبیبی،‌ وزیر وقت دادگستری نوشتند، از او خواستند مشخص کند «کدام محکمه، به چه اتهامی ودر چه تاریخی» احکام اعدام را صادر کرده و«مدتی که محکمه مشغول بررسی پرونده هر یک از قربانیان بوده، دلیل محاکمه دوباره و محل محاکمه برای تک تک قربانیان» اعلام شود. این خواسته برای روشن شدن حقیقت در تمامی نامه‌های دیگری که خانواده‌ها در سه دهه گذشته به مقامات جمهوری اسلامی از جمله به محمد خاتمی و حسن روحانی، روسای جمهور وقت ایران، نوشتند نیز تکرار شد و هیچ‌کدام از این مقامات، هیچ‌گاه پاسخی به این درخواست خانواده‌ها نداد و گامی برای روشن شدن حقیقت در این رابطه برنداشت.  حتی آیت الله  منتظری با همه مخالفتش با این اعدام‌ها، به «خاطر شخص امام» از علنی کردن خبر اعدام‌ها و انتشار نامه اعتراضی‌اش که ممکن بود منجر به جلوگیری از اعدام‌های بیشتر شود، خودداری کرد. علیرغم سکوت وانکار وبی اعتنایی مقامات حکومتی ،علیرغم بی باوریهای برخی وتلاشهای مخرب "اصلاح" شده گان حکومتی ، صدای  مادران خاوران وفریادهایشان ادامه یافت .   شبح کشتارها ونامها ی اعدام شده گان وفریاد دادخواهی ، همه معادلات آنان را برهم زد.سالگردها ویادمانها برگزار شدند، نامها تکرار شدند، مادرریاحی ها ، مادر بهکیش ها ،مادر  پرتویی ها ، مادر رضایی جهرمی ها ، مادر معینی ها و... نشانه های فرزندان وعزیزانشان را دنبال کردند ، کتابها وتصویرها ونامه ها ، زندان وبیدادگاههای اسلامی وحاکمان شرع وخاورانهای ایران را به تصویر کشیدند ،دادگاه ایران تریبونال ،تصویر دردو رنج یکصد شاهد وشاکی جنایات دهه خونین را به جهانیان ارائه کرد .... مبارزه ادامه یافت و تلاشها فزونی گرفت .اینک پس از  37 سال تلاش علیه بیداد ،خاورانهای پیدا وناپیدا را از پنهان کاری وخفا بیرون میاورند وآنرا به پرجمی علیه بیداد تبدیل میکنند. اینک آن صدا ها و تجمع های خانواده ها در دهه خونین 60 در مقابل بیت  قائم مقام رهبری وقت  است که نوارها ی دیدار با قاتلان را بیرون میاورد تا آیت الله منتظری در مقابل خدایش ،پاسخگوی قتلعام زندانیان سیاسی در سال 67 نباشد. اعتراضی که در خفا ودر بیت قائم مقام رهبری ،بخاطر "حفظ قداست امام و ولایت فقیه ونظام اسلامی " اعلام شده بود و "فقیه عالیقدر" از تاریخی که  در این باره خواهند نوشت وقضاوت تاریخ وروزقیامت برای آنان گفت. آیت الله از تصمیم احمد خمینی  ورهبران حکومتی برای قتلعام زندانیان پرده برمیدارد وبا استناد به گزارشاتی ، چگونگی این قتلعام وپاکسازی عقیدتی را بعنوان  جنایتی تاریخی یادآور میشود. او   تلاش میکند که هیات مرگ را از کشتار در ماه محرم بازدارد اما قاتلان با دادن گزارشهای دروغین ، با خنده های هیستریک  شان ،دستهای خونین شان را برای ادامه جنایت  به آیت الله نشان میدهند و اورا به مضحکه میکشند.

 اینک پس از  28 سال اختفا ،نوار گفتگو با قاتلان امکان انتشار یافته است و انتشار صدای قاتلان ، دستگاه اطلاعاتی و امنیتی  رژیم و آمران وعاملان جنایات  را به تقلا انداخته وتهدید وزندان  ومجازات ، انتشار دهنده گان را خواستار شده اند.  آری ، اینک شبح ۶۷ بر فراز سر حکومت اسلامی خیمه زده است . اینک آمران وقاتلان این جنایت از پستوهای انکار وسکوت بیرون آمده  ودستهای خونین شان را نشان میدهند تابه  جانشینان خود در دستگاه سرکوب وجنایت اطمینان دهند که نظام اسلامی پشتیبان آنان است .  این همه سبعیت در اعلام اجرای حکم الله وامام ، واعلام راحتی وآرامش خیال در جنایت وآدمکشی توسط وزیر دادگستری دولت اعتدال روحانی ، برای آنست که به بازجویان و شکنجه گران و قاضیان شرع  وسربازان گمنانم امام زمان اطمینان وقوت قلب  دهند که در اجرای جنایت تردید نکنند وخیالشان ازراحت باشد  آنها از ترس آینده وانتقام مردمان به تردید نیفتند.  این آغاز تردید ها وترک  برداشتن نظام است چرا که موج را افتاده است. مادران خاوران ، مادر  بهشتی ها ، مادر ریاحی ها ، مادران  پارک لاله ،مادران اعدام شده گان وبدارآویخته شده گان اهل سنت، ...عکسها ونامهای فرزندان وعزیزانشان را در همه سرزمین ایران برپاداشته اند. سکوت شکسته است! ترس از مجازات وزندان واخراج ومحرومیت ریخته است! اینک صداهاست که به فریاد تبدیل میشود ،  اینک نظام اسلامی ورهبران آدمکش وآدمخوار این نظام ، باید به سوالات فراوان خانواده ها ومردمی پاسخ گویند که برچرایی سکوت، بر چرایی کشتار، بر دلایل ونامها واسامی اعدام شده گان وبدارآویخته شده گان، بر زمان ومکان دفن بدارآویخته شده گان ، وهزاران سوال دیگر ،همچون هزاران اعدامی  پای میفشارند.

 

گفته بودیم که رژیم اسلامی همواره  بر پایه کشتار و اعدام و زندان و  تصفیه مخالفان و خفقان و سانسور به حیات ننگینش ادامه داده ومیدهد. آری ۳۵  سال از آغاز اعدامهای فله ای پس از سی خرداد ۶۰ و نیز و بویژه ۲۸ سال از قتلعام هزاران زندانی سیاسی که دوران محکومیت خود را طی میکردند، میگذرد. ۲۸ سال پیش در تابستانی داغ و سوزان، رژیم اسلامی آتش بس در جنگی هشت ساله را با جامی زهر گونه پذیرفت تا درجشن پایانی جنگی خونین، هزاران زندانی سیاسی بیدفاع را  قربانی کند. عاشقان خون و مرگ و مرثیه ، در سکوت و تاریکی ، در بی خبری و انتظار ، با فتوایی در دست، زندانیان سیاسی را به صف کردند. راهروهای منتهی به بیدادگاه از زندانیان انباشته شد و انگیزاسیون اسلامی در انتظار زندانیان ، آنانرا به سالن های دار و شلاق هدایت میکردند.

مرداد و شهریور ۶۷ با نامهای بینام هزاران زندانی رنگین شد و  سکوت با دارهای سالن حسینیه و  آمفی تئاتر ، با احکام هیات مرگ اشراقی – نیری – پورمحمدی ، با کامیون های حمل گوشت بر زندان تحمیل شد. در تمام این دو ماه ملاقاتها قطع و خانواده ها در بی خبری مطلق بودند و ماشین مرگ با چراغ خاموش در حال ساختن مرگ بود.  انتظار، بی خبری ، سکوت ، نماز جمعه ، اوین ، گوهردشت ، ملاقات ممنوع ... روزها و هفته ها گذشت ، اینک خبرها را از کمیته ها میگیرند ...خبرها ...اعدامشان کردند...تنها ساکهایی بجامانده از فرزندان رشید و اسیر به خانواده ها میرسد ...بکدامین گناه ، بکدامین جرم اعدامشان کردند....در کجای این خاک جایشان داده اند.... سکوت ...انکار ...سکوت .... خانواده ها پاسخی نمییابند... اما تلاشهای بی وقفه و شجاعانه خانواده های زندانیان سیاسی و قربانیان این جنایات وسیع ، خاورانها را آشکار میکند  و مبنا و آغازی برای کارزار دادخواهی مردم ایران علیه خبرگان آدمخوار میشود.  این تلاشها بود که دهه خونین ۶۰ را با نگاهی دیگر به نسل جوان پس از انقلاب و جهانیان نمایاند. این تلاشها بود و هست که راهپیمایی خونین روحانیت حاکم را برای تحکیم قدرتش ، از طریق قتل عام دهها هزار مخالف به جهانیان آشکار کرد. دهه ای که از پشت بام مدرسه رفاه آغاز میشود و دادگاهای شرع خلخالی و گیلانی و لاجوردی و موسوی  ، نوروز سنندج ، کشتار فعالان خلق ترکمن ، سرکوب فعالان خلق عرب و بلوچ ،لشگرکشی ۲۸ مرداد به کردستان و اعدامهای گسترده پس از  سی خرداد شصت و... را در بر میگیرد تا در تابستان ۶۷ دسته دسته بازماندگان این دوره خونین را در سکوت قتل عام کنند. این راهپیمایی خونین آشکار میکند که استقرار استبداد مذهبی و شکست انقلاب ۵۷ ، هرگز خواست عمومی مردم ما نبوده است. این رژیم هرگز نمیتوانسته است بدون داغ و دار و شلاق و شکنجه به حیاتش ادامه دهد. دهه خونین شصت سند وگواه روشن این حقیقت است.

انتشار نوار وصدای آیت الله منتظری  در ملاقات با  هیات مرگ ، سند انکار ناشدنی در باره این  کشتار است. این درست است که ایت الله  منتظری شخص تعیین کننده ای در طرح و جا انداختن حکومت اسلامی برپایه اصل ولایت فقیه بود قائم مقام آیت الله خمینی  وهمدست همه جنایتهای این حکومت در دهساله اول آن،  اما این هم حقیقتی آشکار است که این مصاحبه مشخص و نامه های منتظری به آیت الله خمینی ؛مستند ترین سند ی است در اثبات جنایت علیه بشریت توسط همه دست اندر کاران رژیم سرمایه دار ی و مذهبی جمهوری اسلامی ایران. این گفتگو ونامه ها ومصاحبه های قائم مقام وقت نظام اسلامی ، سندهایی انکار نشدنی  بر قتلعام و نسل کشی و اسیر کشی به شیوه فاشیسم اسلامی است!  پس نباید بخاطر نقش کلیدی منتظری در معماری این قتلگاه ، این سند هولناک را بی اهمیت جلوه داد و ارزش اعتراف منتظری را در اثبات جنایت کار بودن رژیم اسلامی ، انکار کرد. این سند به تنهایی کافی است تا قاطعانه اعلام کنیم : نه فراموش می کنیم و نه می بخشیم و برای نابودی این نظام نا بهنگام ، با تمام بود و نبود خود می جنگیم.

نوشته ام را با شعری از یک شاعر ناشناس بپایان می برم که نوشته بود:

به کجا این سرنوشت شوم را رقم زدند؟ به کجا؟

که خر خاکی‌ها،

جنگاوران میدان نبرد باشند؛

و یاران من

برهنه بر خاک،

بی هیچ بانگ شیونی

جان بسپارند.

از تیرگی بر آمدیم

آنگونه که خورشید تصور موهومی از روشنایی گردید

و در التهاب رقص‌هایمان

شمایل مقدس فاجعه

بالماسکه‌ی حقیر دنیای مردگان بودند.

آنگونه بر آمدیم

که سرنوشتمان را رقم زنیم.

و اینک

شورانگیزترین مردمان، شورانگیزترین

با زخمی به سینه

به خونابه می‌غلطند

به بانگی بر نمی‌آییم، به شیونی!

به کجا این سرنوشت شوم را رقم زدند؟ به کجا؟


 
 

        Del.icio.us Technorati Furl Digg Google Netvouz Add to Balatarin Send to Frinds by Y! Messenger Share/Save/Bookmark

 
 

     مطالب مرتبط

 
   
 

Copyright © 2006 azadi-b.com